على محمدى خراسانى
502
شرح منطق مظفر (فارسى)
خارج از لفظ بوده و عارض بر آن مىشوند . آن امور خارجيه عبارتند از : اعراب كه منصوب را مرفوع و مرفوع را منصوب بخواند و اعجام يعنى نقطه داشتن كه هم در كتابت و هم گفتار موضوع دارد و گاهى يك نقطه موجب تفاوت در معنا مىشود ( به يك نقطه محرم مجرم شود ) . انواع مغالطه در لفظ مركّب 1 . گاهى مفردات و كلمات جداجدا هيچ ابهامى ندارد ولى وقتى آنها را با يكديگر تركيب كرده و يك جمله و مركب مىسازيم ، خود اين تركيب موجب ابهام ، اجمال و مغالطه مىشود كه به آن « مغالطهء مماراتى » گويند ( مثل ضرب زيد عمرا فضربته يا فاضربه ، كه نمىدانيم اين ضمير هو به زيد برمىگردد يا به عمرو ؟ ) 2 . گاهى منشأ مغالطه اينست كه در واقع ميان اين مفردات تركيبى وجود ندارد و از يكديگر جدا هستند ولى شخص گمان مىكند كه آن دو باهم مركب هستند . مثلا صفت موصوف و . . . مىباشد و اين موجب مغالطه و اشتباه مىشود و نامش « مغالطه تركيب مفصل » است ( مثلا زيد شاعر جيّد ، انسان گمان مىكند زيد شاعر نيكوئى است ، درحالى كه اين دو خبر بعد از خبر هستند و ربطى بهم ندارند ) . 3 . گاهى در واقع تركيب موجود است ، دو كلمه با يكديگر مركب هستند و حكم براى مجموع آنها ثابت است ولى آدمى مىپندارد كه اينها از يكديگر جدا هستند و حكم براى هركدام جداگانه ثابت است لذا دچار اشتباه مىشود . اين قسم را « مغالطه تفصيل مركب » گويند . پس مغالطات لفظيّه مجموعا شش قسم شد . با همين ترتيب مذكور در فهرست ، آنها را تبيين و تشريح مىكنيم . الف . مغالطه به اشتراك اسم قسم اوّل از اقسام ششگانه مغالطات لفظيّه است . بيان ذلك : در اينجا منظور از اشتراك اسمى در باب مغالطه ، همان اشتراك لفظى به معناى خاص كلمه كه در مباحث الفاظ گذشت ، نيست . زيرا كه اشتراك لفظى در آن باب ، اين بود كه : لفظ داراى دو يا چند معنا باشد و براى هركدام جداگانه و در عرض معانى ديگر ، وضع شده باشد . مانند كلمهء عين نسبت به چشم ، چشمه ، طلا ، نقره و . . .